صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 13

كسر أصنام الجاهلية

محيي الدين با عنوان با شكوه « عارف كامل » نام برد « 1 » . وجلال الدّين را « حكيم معنوي » شناساند « 2 » واين شعر نغز را نثارش كرد : من نمىگويم كه آن عاليجناب * هست پيغمبر ولى دارد كتاب « 3 » شيخ علاوة بر اين كه در مثنويها ومنظومه‌هاى خود به ستايش از عرفان وعارفان پرداخت ، رسالهء مستقلّى هم بنام « رسالة في الوحدة الوجوديّة » نگاشت كه در مصر به زيور طبع آراسته شد ، كه خلاصه‌اى از وحدت وجود ابن عربى است . من گزيده‌اى از آن را در سال 1354 بزبان فارسي در مجلهء اختصاصى فلسفهء دانشكدهء أدبيات وعلوم انساني دانشگاه تهران ( شمارهء 1 ) به چاپ رساندم . امّا بايد توجّه داشت كه أو با همان شدّت وحدّتى كه به ستايش از عرفان راستين - يعنى عرفانى كه همراه با علم ومطابق با شريعت محمّدى است - وعارفان كامل - يعنى عارفانى كه از فضائل علمي وكمالات ديني برخوردارند - مىپردازد ، از تصوّف بدون علم ودين واز صوفىنمايان نادان ورياكار انتقاد مىكند وآنان را دشمن علم ودين مىشناسد وشكمچران وفريبكار واولياى شياطين مىخواند . أو رسالهء « موش وگربه » را جهت برملا ساختن نيرنگها ومكرهاى آنها نگاشته است . « 4 » ميرداماد از فقيهان وحكيمان نامدار عصر خود واز استادان بزرگ حوزهء علمي أصفهان بشمار مىآمد . در فقه كم‌نظير ودر حكمت بينظير بود . كتاب شفا درس مىداد . صدرا در حكمت به شاگردى وى افتخار مىكرد . از أرسطو وابن سينا ببزرگى نام مىبرد وبا آب وتاب فراوان به نقل أفكار واقوالشان مىپرداخت . كتابهايش پر از سخنان أرسطو ، ابن سينا وفارابى است . أو بسختى پايبند عقل وبرهان بود وبرخلاف

--> ( 1 ) ر . ك : شيخ بهائى ، أربعين ، ص 157 . ( 2 ) ر . ك : شيخ بهائى ، كلّيات ( نان وحلوا ) ، ص 24 . ( 3 ) روضات الجنّات ، ج 8 ، ص 74 . ( 4 ) ر . ك : شيخ بهائى ، كلّيات ( رسالهء « موش وگربه » ) .